ما همچنان در ماژول «رهبری و مدیریت» قرار داریم. برای ترسیم دقیق‌تر تمایز میان این دو مقوله، می‌توان مثالی را در محیط خانواده به کار برد: به‌طور معمول، پدر نقشی از جنس «رهبری» و مادر نقشی از جنس «مدیریت» ایفا می‌کند. البته در دنیای کسب‌وکار، سازمان‌هایی را می‌بینیم که ممکن است تنها از مدیریت برخوردار باشند یا تنها رهبری؛ و متأسفانه، سازمان‌هایی هم هستند که از هر دو بی‌بهره‌اند.

در باب «دانش ضمنی»، لازم است دوباره تأکید کنم: در حالی که دانش آشکار را می‌توان به‌سادگی تجزیه، تحلیل و طبقه‌بندی کرد، دانش ضمنی به دلیل پیوند عمیق با روان، ادراک و تجربیات زیسته انسان‌ها، پیچیدگی‌های بسیاری دارد. مدیریت دانش در اصل برای درک همین بخشِ ناپیداست؛ و برای دستیابی به آن، رهبر سازمان باید از «ذهن تاریخی» برخوردار باشد.

برای تبیین این موضوع، تجربه‌ای را از سفر کاری‌ام به شیلی در سال ۱۳۸۵ بازگو می‌کنم. در آن سفر، فرصت بازدید از معدن مس «اسکوندیدا» (Escondida) – بزرگ‌ترین معدن مس جهان – را داشتم. این معدن با مشارکت غول‌های معدنیِ جهان، یعنی «بی‌اچ‌پی» (BHP) و «ریوتینتو» (Rio Tinto)، اداره می‌شود.

آنچه در اینجا به عنوان «دانش ضمنی» اهمیت دارد، سیستم‌های مدیریتی یا فناوری‌های استخراج نیست، بلکه «شهودِ مبتنی بر تاریخچه» است. هنگام بازگشت از معدن به بندر «آنتوفاگاستا»، از همراهان درباره نحوه اکتشاف آن پرسیدم. داستان از این قرار بود:

در مناطق شمالی شیلی، معدن مس دیگری وجود داشت که ذخایرش رو به اتمام بود. زمین‌شناسانِ یک شرکت آمریکایی، با مطالعه بر روی گسل‌های آن منطقه، ردِ امتدادِ گسل را گرفتند تا به محلِ فعلیِ معدن اسکوندیدا رسیدند. این پروژه حدود ۱۵ سال به طول انجامید و شامل ۱۵۰ هزار متر حفاری اکتشافی بود. در طول این مسیر، آن‌ها بارها به دلیل تمام شدن بودجه، پروژه را متوقف کردند. نکته عجیب اینجاست که در طول تمام آن سال‌ها و حفاری‌ها، حتی یک گمانه (چاه اکتشافی) هم به کانی‌سازیِ مس نرسید! اما آن دو زمین‌شناس بر اساس تجربیاتِ انباشته و «ذهن تاریخی» خود، یقین داشتند که ذخیره در آن نقطه امتداد دارد. در نهایت، در آخرین مرحله‌ای که گمان می‌رفت پروژه برای همیشه تعطیل شود، به نتیجه رسیدند و بزرگ‌ترین معدن مس جهان کشف شد.

برای درک مقیاسِ این کشف، جالب است بدانید که این معدن سالانه حدود ۴ میلیون تن کنسانتره مس با عیار ۱۴ درصد تولید می‌کند؛ یعنی حدود ۱.۲ میلیون تن مس خالص. برای مقایسه، تولید سالانه کلِ مسِ محتوای کشور ما حدود ۳۰۰ هزار تن است.

در آن زمان هدف من از این گفتگو، مدیریت دانش نبود، اما امروز این روایت برایم تجسمِ عینیِ یک اصل است: برای کشف دانش ضمنی، مطالعه و واکاویِ مسیرهای تاریخی، کلیدی‌ترین ابزار است.

تحلیل و خلاصه نکات کلیدی جلسه هشتم مدیریت دانش

۱. محور اصلی جلسه

موضوع اصلی این جلسه، تبیین تفاوت‌های رهبری و مدیریت، و اهمیت «ذهن تاریخی» در کشف و شناسایی دانش ضمنی است. سخنران با ارائه‌ی یک موردکاوی از اکتشاف بزرگ‌ترین معدن مس جهان (اسکوندیدا)، نشان می‌دهد که چگونه دانش ضمنیِ مبتنی بر تجربه، می‌تواند فراتر از داده‌های موجود (دانش آشکار) عمل کند و به دستاوردهای کلان منجر شود.

۲. مفاهیم کلیدی مطرح‌شده

  • رهبری در برابر مدیریت:

سخنران با مثال خانواده، تفاوت مفهومی این دو را تبیین می‌کند. مدیریت بیشتر جنبه‌ی سامان‌دهی و اجرا دارد، در حالی که رهبری جهت‌دهی و کل‌نگری است. سازمان‌ها ممکن است ترکیبی از این دو، یا فاقد هر دو باشند.

  • ماهیت دانش ضمنی:

تأکید می‌شود که دانش ضمنی به دلیل پیوند با «روان، ادراک و تجربه انسان»، به راحتیِ دانش آشکار (مانند اسناد و مدارک) قابل طبقه‌بندی و تحلیل نیست. چالش اصلی مدیریت دانش، دسترسی به این لایه‌های پنهانِ تجربی است.

  • ذهن تاریخی (Historical Mindset):

مفهوم کلیدی این جلسه است. برای کشف دانش ضمنی، فرد باید توانایی بازخوانی تاریخچه رویدادها، تجربیات گذشته و سیر تحول پدیده‌ها را داشته باشد. «ذهن تاریخی» به رهبر یا مدیر کمک می‌کند تا الگوهایی را ببیند که در گزارش‌های روزمره و سیستم‌های اطلاعاتی فعلی دیده نمی‌شوند.

  • مطالعه موردی (معدن مس اسکوندیدا):
  • وضعیت: دو زمین‌شناس با تکیه بر تجربه (دانش ضمنی) مسیر یک گسل را دنبال کردند.
  • چالش: ۱۵ سال حفاری، وقفه در کار به دلیل کمبود بودجه و عدم موفقیت اولیه در یافتن کانی مس (داده‌های ناامیدکننده).
  • نتیجه: ایمان راسخ آن‌ها بر اساس تجربیات قبلی‌شان، در نهایت منجر به کشف بزرگ‌ترین معدن مس جهان شد.
  • درس آموخته: دانش ضمنیِ افرادِ باسابقه، گاهی بر خلافِ شواهدِ موجودِ (آشکار) در لحظه، می‌تواند حقیقتِ پنهانی را نشان دهد که منجر به موفقیت‌های عظیم می‌شود.

۳. جمع‌بندی

جلسه هشتم بر این واقعیت تأکید دارد که مدیریت دانش نباید صرفاً به داده‌های روی کاغذ (آشکار) محدود شود.

«برای دستیابی به لایه‌های عمیق دانش سازمانی، باید ذهنی تاریخی داشت؛ یعنی توانایی پیوند دادن تجربیات گذشته و شهودِ متخصصان با وقایع امروز، تا بتوان فراتر از محدودیت‌های آماری و گزارش‌های اولیه، پتانسیل‌های نهفته را کشف کرد.»

۰ پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *