ما همچنان در ماژول «رهبری سازمان و مدیریت دانش» هستیم. در جلسه گذشته عرض کردم که اصلی‌ترین مسئولیت در قبال دانشِ یک سازمان، بر عهده رهبری آن است.

هرچه سطوح مدیریتی در سازمان وسیع‌تر باشد، ضرورت دانشِ رهبر نیز دوچندان می‌شود. اساساً فضیلت بزرگان، علما و اولیا در طول تاریخ، ریشه در دانش آن‌ها داشته است؛ دانشی که در تقابل با جهل معنا می‌یابد. از سوی دیگر، باید توجه داشت که «رهبری» مقوله‌ای منحصر به یک شخص یا جایگاه خاص نیست؛ نمی‌توان گفت رهبر سازمان تنها یک نفر است. همه کارکنان در جایگاه خود مدیرند و هیچ‌کس از دایره مدیریت خارج نیست. رهبری و مدیریت درهم‌تنیده‌اند و تفاوت آن‌ها تنها در «شعاع تصمیم‌گیری» است.

دوستان مستحضرند که دانش به دو دسته «آشکار» (صریح) و «ضمنی» (تجربی) تقسیم می‌شود؛ اگرچه این دو در عمل به‌شدت با هم درهم‌تنیده‌اند و تفکیک‌ناپذیرند. با این حال، در مدیریت دانش، تمرکز ما علاوه بر دانش آشکار، به‌ویژه بر «شناسایی و استخراج دانش ضمنی» است.

برای تبیین بهتر این موضوع، تجربه‌ای را از سال ۱۳۷۳ بازگو می‌کنم؛ زمانی که مسئولیت اداره کل معادن و فلزات استان تهران (شامل استان‌های تهران، البرز، قم و قزوین کنونی) را بر عهده داشتم.

در آن مقطع، معدنی به نام «کک‌شوی هیو» در حوالی تاکستان قرار داشت که بهره‌برداری از آن رو به پایان بود. طبق روال، کارشناسان اداره کل برای تهیه دفترچه مشخصات به معدن مراجعه کردند و گزارش دادند که ذخایر معدن به پایان رسیده و دیگر قابل واگذاری نیست. من که شخصاً به بازدید معادن می‌رفتم، تصمیم گرفتم برای بررسی دقیق‌تر به آنجا بروم.

وقتی به معدن رسیدم، مدیرعامل شرکت تعاونی را دیدم که برخلاف مدیران معمول، پشت میز نبود؛ به من گفتند در تونل است. با دشواری فراوان به انتهای تونل رفتم و «آقا حشمت» را دیدم که شخصاً مشغول حفاری بود. از او پرسیدم: «چرا این تونل را حفر می‌کنی؟»

پاسخ داد: «دنبال رگه زغال هستم.»

پرسیدم: «چطور با وجود اینکه نقشه‌برداری علمی نمی‌کنی، مسیر رگه را تشخیص می‌دهی؟»

او گفت: «ما سال‌هاست، از زمان پدرم تا من و پسرم، در این کوه‌ها کار کرده‌ایم. تمام این ارتفاعات در ذهن من است. من با اطمینان می‌دانم کجا رگه وجود دارد و کجا نیست.»

وقتی به او گفتم کارشناسان ما معتقدند اینجا دیگر ذخیره‌ای ندارد، او نگاهی معنادار کرد. به او گفتم: «پنج‌شنبه به تهران بیا تا با هم روی نقشه زمین‌شناسی بررسی کنیم.» او آمد، رگه‌ها را روی نقشه دقیقاً ترسیم کرد و همان‌جا بود که من متوجه شدم این دقیقاً مصداق بارز «دانش ضمنی» است. پس از آن، دفترچه مشخصات صادر شد و جالب اینکه این معدن هنوز هم پس از گذشت سال‌ها فعال است.

تحلیل و خلاصه نکات کلیدی جلسه ششم مدیریت دانش

۱. محور اصلی جلسه

موضوع اصلی این جلسه، ادامه بحث رهبری سازمان و مدیریت دانش است. در این جلسه تأکید می‌شود که مسئولیت اصلی مدیریت دانش در سازمان بر عهده رهبری سازمان است و هرچه سطح مدیریتی بالاتر باشد، نیاز به دانش، بینش و فهم سازمانی نیز بیشتر می‌شود.

در کنار این موضوع، جلسه به مفهوم دانش ضمنی می‌پردازد و با یک مثال واقعی از معدن زغال‌سنگ، نشان می‌دهد که بخشی از دانش ارزشمند سازمانی در ذهن، تجربه و مهارت افراد قرار دارد و باید شناسایی، کشف و به کار گرفته شود.

۲. مفاهیم کلیدی مطرح‌شده

  • نقش رهبری در دانش سازمانی:

در ابتدای جلسه تأکید می‌شود که مهم‌ترین مسئولیت در حوزه دانش یک سازمان بر عهده رهبری سازمان است. هرچه جایگاه مدیریتی بالاتر باشد، شعاع تصمیم‌گیری بیشتر می‌شود و به همان نسبت، مدیر باید از دانش بیشتری برخوردار باشد.

در این نگاه، رهبری صرفاً محدود به یک فرد خاص در رأس سازمان نیست. هر فردی در سطحی از زندگی یا سازمان، نوعی مدیریت دارد و یکی از وظایف اصلی مدیریت نیز رهبری است.

  • درهم‌تنیدگی رهبری و مدیریت:

در این جلسه بیان می‌شود که رهبری و مدیریت از هم جدا نیستند، بلکه درهم‌تنیده‌اند. تفاوت اصلی میان مدیران در سطوح مختلف سازمان، در شعاع تصمیم‌گیری آن‌هاست.

یعنی هرچه سطح مدیریتی فرد بالاتر باشد، تصمیم‌های او اثر گسترده‌تری بر سازمان دارد و به همین دلیل، نیاز بیشتری به دانش، تجربه و فهم عمیق‌تر از مسائل سازمانی دارد.

  • تقسیم‌بندی دانش به آشکار و ضمنی:

یکی از نکات مهم جلسه، اشاره به تقسیم‌بندی دانش به دو نوع اصلی است:

  1. دانش آشکار
  2. دانش ضمنی

دانش آشکار، دانشی است که قابلیت ثبت، مستندسازی و انتقال رسمی دارد؛ مانند گزارش‌ها، نقشه‌ها، دستورالعمل‌ها، آیین‌نامه‌ها و اسناد فنی.

دانش ضمنی، دانشی است که در تجربه، مهارت، ذهن و عمل افراد قرار دارد و معمولاً به‌راحتی مکتوب یا قابل انتقال نیست.

در این جلسه تأکید می‌شود که دانش آشکار و ضمنی از هم جدا نیستند، بلکه درهم‌تنیده‌اند؛ اما در مدیریت دانش، توجه ویژه‌ای به شناسایی و کشف دانش ضمنی وجود دارد.

  • اهمیت دانش ضمنی در مدیریت دانش:

در بحث مدیریت دانش، فقط داشتن اسناد و اطلاعات کافی نیست. بخش مهمی از دانش سازمانی در ذهن و تجربه افراد قرار دارد. این دانش ممکن است در هیچ سند رسمی ثبت نشده باشد، اما در عمل می‌تواند برای سازمان بسیار تعیین‌کننده باشد.

هدف مدیریت دانش این است که چنین دانشی را شناسایی کند، از دست رفتن آن جلوگیری کند و زمینه استفاده سازمان از آن را فراهم سازد.

  • مثال معدن زغال‌سنگ به‌عنوان نمونه دانش ضمنی:

بخش اصلی جلسه با یک مثال واقعی توضیح داده می‌شود. در سال ۱۳۷۳، در دوره‌ای که سخنران مسئولیت اداره کل معادن فلزات استان تهران را بر عهده داشته، موضوع تمدید یا واگذاری مجدد یک معدن زغال‌سنگ مطرح می‌شود.

کارشناسان اعلام می‌کنند که ذخیره معدن تمام شده و دیگر قابل واگذاری نیست. اما سخنران برای بررسی موضوع، شخصاً به معدن مراجعه می‌کند.

در آنجا با فردی به نام آقا حشمت مواجه می‌شود؛ فردی که مدیرعامل شرکت تعاونی معدن بوده، اما برخلاف مدیران اداری معمول، در دل تونل و در حال کار عملیاتی حضور داشته است.

آقا حشمت توضیح می‌دهد که به دلیل سال‌ها کار خانوادگی در آن منطقه، از دوران پدرش تا خودش و پسرش، تمام ارتفاعات و مسیر رگه‌های زغال‌سنگ را در ذهن دارد و می‌داند کجا رگه زغال وجود دارد و کجا وجود ندارد.

این دانش، حاصل تجربه طولانی، مشاهده مستقیم و کار مداوم در محیط معدن بوده است؛ دانشی که در گزارش رسمی کارشناسان دیده نشده بود.

  • تبدیل دانش ضمنی به دانش قابل استفاده:

نکته مهم در این مثال این است که دانش آقا حشمت فقط در ذهن او باقی نماند. از او خواسته شد که به تهران بیاید و رگه‌های زغال‌سنگ را روی نقشه زمین‌شناسی مشخص کند.

با این کار، بخشی از دانش ضمنی او به شکلی قابل مشاهده و قابل استفاده تبدیل شد. در نتیجه، دفترچه مشخصات معدن صادر شد، پروانه بهره‌برداری تمدید شد و معدن همچنان به فعالیت ادامه داد.

این نمونه نشان می‌دهد که اگر دانش ضمنی افراد باتجربه شناسایی نشود، ممکن است سازمان تصمیم نادرستی بگیرد؛ اما اگر این دانش کشف و به کار گرفته شود، می‌تواند ارزش عملی و اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند.

۳. جمع‌بندی

جلسه ششم بر دو پیام اصلی تأکید دارد:

  1. رهبری سازمان مسئول اصلی مدیریت دانش است.

رهبری و مدیریت از هم جدا نیستند و هر مدیری در سطح تصمیم‌گیری خود نیازمند دانش، بینش و قدرت تشخیص است.

  1. دانش ضمنی یکی از ارزشمندترین دارایی‌های سازمان است.

این دانش در ذهن و تجربه افراد قرار دارد و ممکن است در اسناد رسمی دیده نشود. مدیریت دانش باید بتواند این دانش را شناسایی، کشف و تا حد امکان قابل استفاده کند.

پیام مرکزی جلسه را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد: «بخش مهمی از دانش سازمانی در تجربه انسان‌ها نهفته است؛ مدیریت دانش زمانی مؤثر است که بتواند این تجربه پنهان را شناسایی و به تصمیم سازمانی تبدیل کند.»

۰ پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *