در جلسه دهم ادامه‌ی بحث ما همچنان درباره‌ی تفکر نردبانی و تفکر شبکه‌ای است. البته من مفهوم دیگری را نیز به آن اضافه کرده‌ام که آن را تفکر چندوجهی می‌نامم. باور دارم ما باید به‌تدریج از تفکر نردبانی به سمت تفکر شبکه‌ای و در ادامه به سوی تفکر چندوجهی حرکت کنیم.

با این حال، موضوع اصلی این جلسه مقایسه‌ی تفکر نردبانی و تفکر شبکه‌ای است. تأکید من بر این موضوع به این دلیل است که در دنیای امروزِ کسب‌وکار—با توسعه‌ی فناوری‌های اطلاعاتی و دسترسی گسترده به دانش—لازم است حتماً در چارچوب تفکر شبکه‌ای عمل کنیم. این به معنای کنار گذاشتن کامل تفکر نردبانی نیست، اما رویکرد غالب باید شبکه‌ای باشد. اگر نتوانیم این نوع تفکر را در خود ایجاد و تقویت کنیم، بی‌تردید در سازمان‌ها و فضای کسب‌وکار امروز موفق نخواهیم بود.

برای درک بهتر این موضوع، چند گزاره را مطرح می‌کنم و مشخص می‌سازم که هر یک نمونه‌ای از کدام نوع تفکر است:

  1. «مهم‌ترین عامل این است که در چه زمینه‌ای و چگونه می‌توانم به سازمان خود کمک کنم.»
    این گزاره نمونه‌ای از تفکر شبکه‌ای است؛ زیرا نشان‌دهنده‌ی آگاهی از کل سازمان، قدردانی از آن و مشارکت فعال در تحقق اهدافش می‌باشد. سازمان مجموعه‌ای واحد است و نمی‌توان تنها به منافع شخصی یا بخشی محدود اندیشید. به‌ویژه در شرکت‌های سهامی عام، مدیرعامل و اعضای هیئت‌مدیره باید حتماً با این رویکرد عمل کنند؛ بنابراین استفاده از سرمایه مردم برای ایجاد موقعیت شخصی یا خانوادگی، جایی در این تفکر ندارد.

  2. «ارزیابی شخصی من ریشه در استقلال، انعطاف‌پذیری و توانایی کار خلاقانه با همکاران برای کمک به سازمان در تحقق اهداف آن دارد.»
    این نیز نمونه‌ای از تفکر شبکه‌ای است. در این نگرش، هیچ کاری بی‌اهمیت تلقی نمی‌شود؛ هر وظیفه، در زمان و جایگاه خود، مهم‌ترین وظیفه است. این رویکرد فعال و آینده‌نگر، نشانه‌ی تفکر حرفه‌ای شبکه‌ای است.

  3. «من نیاز به همکاری با دیگران و همچنین مسئولیت‌پذیری فردی خود دارم.»
    این جمله هم نشانه‌ای از تفکر شبکه‌ای است؛ زیرا بر ضرورت همکاری و در عین حال بر مسئولیت‌پذیری فردی تأکید دارد و تعادل لازم برای کار حرفه‌ای را ایجاد می‌کند.

  4. «من برای امنیت و رضایت شغلی به شرکت وابسته هستم.»
    این گزاره از تفکر نردبانی سرچشمه می‌گیرد؛ زیرا بیانگر نگرشی منفعل است. در حالی‌که برای داشتن امنیت و رضایت شغلی، فرد باید با رویکردی پیشگامانه عمل کند، نه صرفاً با وابستگی به سازمان.

  5. «من برای یافتن مفهوم و معنای کار خود مسئولیت دارم.»
    این نیز نمونه‌ای از تفکر شبکه‌ای است؛ زیرا یافتن معنا و مفهوم حرفه، بخش مهمی از مسئولیت فردی به شمار می‌رود. برای مثال، اگر کسی در واحد فولادسازی، کنسانتره، صنایع مس یا هر حوزه‌ی فرهنگی و اقتصادی فعالیت دارد، باید فرایند کار را بشناسد و دانش و تجربه‌ی خود را همواره به‌روز کند تا بتواند وظیفه‌اش را به بهترین شکل انجام دهد.

ان‌شاءالله سایر موارد را در جلسات بعد تقدیم خواهم کرد.

چارچوب محوری جلسه

دکتر پورمند در این جلسه ادامه‌ی بحث «تفکر نردبانی» و «تفکر شبکه‌ای» را دنبال کرده و یک رویکرد جدید با عنوان «تفکر چندوجهی» را نیز به مدل قبلی اضافه می‌کند. ترتیب پیشنهادی حرکت ذهنی و حرفه‌ای از نگاه ایشان:

۳.تفکر چندوجهی → ۲. تفکر شبکه‌ای → ۱. تفکر نردبانی

مفاهیم کلیدی و تمایزها

الف) تفکر نردبانی (Ladder Thinking)

  • ویژگی اصلی: مسیر رشد و پیشرفت شغلی خطی و مرحله‌به‌مرحله، وابسته به ساختار سلسله‌مراتبی سازمان.
  • نگاه غالب: وابستگی به شرکت برای امنیت شغلی، منفعل بودن در یافتن معنا و مسیر.
  • نمونه در جلسه: «من برای امنیت و رضایت شغلی به شرکت وابسته هستم.»

ب) تفکر شبکه‌ای (Network Thinking)

  • ویژگی اصلی: نگاه کل‌نگر به سازمان، تعاملات چندسویه، ایجاد ارزش مشترک، و اهمیت نقش فرد در کل سیستم.
  • نگاه غالب: مسئولیت‌پذیری فردی، همکاری فعال، رشد از طریق یادگیری متقابل و متنوع.
  • نمونه‌ها در جلسه:
  • «مهم‌ترین عامل این است که در چه زمینه‌ای و چگونه می‌توانم به سازمان خود کمک کنم.»
  • «ارزیابی شخصی من ریشه در استقلال، انعطاف‌پذیری و کار خلاقانه با همکاران دارد.»
  • «من نیاز به همکاری با دیگران و همچنین مسئولیت‌پذیری فردی خود دارم.»
  • «من برای یافتن مفهوم و معنای کار خود مسئولیت دارم.»

ج) تفکر چندوجهی (Multi-faceted Thinking)

  • ویژگی پیشنهادی: ترکیب مزیت‌های شبکه‌ای با انعطاف در نگاه از زوایای مختلف، فراتر از یک چارچوب ثابت.
  • هدف: توانایی تغییر زاویه دید بسته به شرایط، و هم‌زمان استفاده از رویکردهای چندگانه برای حل مسائل.

نکات تحلیلی مهم

  1. ضرورت غالب بودن تفکر شبکه‌ای

با توجه به عصر فناوری اطلاعات و دسترسی گسترده به دانش، پیشرفت حرفه‌ای دیگر صرفاً با نگاه نردبانی پایدار نیست.

  1. عدم نفی کامل تفکر نردبانی

برخی موقعیت‌ها همچنان نیازمند نگاه ساختارمند و سلسله‌مراتبی‌اند، اما این باید زیرمجموعه نگاه شبکه‌ای باشد.

  1. پیوند مسئولیت فردی با ارزش‌آفرینی سازمانی

موفقیت شخصی و امنیت شغلی در گروی ارزش‌آفرینی مستمر برای سازمان است، نه وابستگی صرف به موقعیت یا ساختار.

  1. گسترش به تفکر چندوجهی

این سطح بالاتر، امکان تلفیق و انعطاف در انتخاب رویکرد را فراهم می‌کند و با پیچیدگی محیط‌های امروز همخوانی بیشتری دارد.

توصیه‌های عملی برای مدیران و کارکنان

  • مدیران: فرهنگ سازمانی را از «عنوان‌محور» به «ارزش‌محور» تغییر دهند.
  • کارکنان: به جای تمرکز بر امنیت شغلی منفعلانه، بر یادگیری مداوم، ایجاد ارتباطات گسترده و مسئولیت‌پذیری تمرکز کنند.
  • سازمان‌ها: مسیر رشد و ارتقای افراد را بر اساس تنوع مهارت و توانایی همکاری چندسویه طراحی کنند.

جمع‌بندی

این جلسه تأکید می‌کند که:

  • تفکر نردبانی به تنهایی دیگر پاسخ‌گوی فضای رقابتی امروز نیست.
  • تفکر شبکه‌ای و در گام پیشرفته‌تر، تفکر چندوجهی، ابزارهایی کلیدی برای رشد پایدار حرفه‌ای هستند.
  • حرکت آگاهانه از نردبان به شبکه و سپس به نگاه چندوجهی، یک ضرورت راهبردی برای موفقیت در دنیای کار امروز محسوب می‌شود.
۰ پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *