در جلسه شانزدهم مدیریت مسیر حرفه‌ای، مقداری در خصوص «بن‌بست شغلی» توضیح می‌دهم.

بن‌بست شغلی اساساً چه زمانی اتفاق می‌افتد؟
زمانی اتفاق می‌افتد که همه‌ی عوامل از نگاه فرد یا شاغل به نظر می‌رسد درست کار نمی‌کند. ناراضی هستیم و نمی‌دانیم چرا؟ از مکان و آدم‌هایی که در آن مجموعه یا در آن حرفه هستند ناراضی هستیم. البته این نارضایتی می‌تواند از همان نوعی باشد که اشاره کردم یا ترکیبی از آن، اما به هر صورت باید به این نارضایتی توجه کرد و به آن احترام گذاشت.

این یک صدای بیدارکننده است. این پیامی است که در بخش‌هایی از زندگی کاری و روزمره‌ی ما وجود دارد و معمولاً انسان‌ها تلاش می‌کنند در زمان نارضایتی‌های شغلی، آن را انکار کنند و از آن دور شوند. اما باید به سمت آن متمایل شد و به‌عنوان یک زنگ هشدار به آن احترام گذاشت. باید عمیق‌تر نگاه کرد و اجازه داد این ناراحتی‌ها با ما «سخن بگویند».

پشت این پیام ناراحتی چه چیزی قرار دارد؟ چه عواملی در مسیر زندگی کاری درست عمل نمی‌کنند؟

مثلاً ممکن است احساس کنیم تعهد بزرگی به نقش فعلی خود، به مردم یا به محل کار داریم. ممکن است احساس شرم کنیم. انواع مختلفی از انکار یا الگوهای فکری وجود دارند که مانع از دیدن واقعیت می‌شوند و نمی‌گذارند آنچه بن‌بست‌ها را برای ما ایجاد کرده است آشکار شود.

اگر بتوانیم این تفاوت‌ها را در زمان بروز تشخیص دهیم و به یاد داشته باشیم که وظیفه‌ی ما متمایل شدن به آن و تکریم آن است، در آن صورت می‌توانیم از این فرصت استفاده کنیم و بارها درباره‌ی آن و آنچه در آینده باید انجام دهیم گفت‌وگو کنیم.

در این مواقع خاص در زندگی کاری، یعنی وقتی اوضاع در کار خوب پیش نمی‌رود، به‌جای کنار گذاشتن آن‌ها باید برای درکشان وقت بگذاریم.

ان‌شاءالله نکات بعدی را در جلسات آینده تقدیم می‌کنم.

چارچوب محوری جلسه

جلسه شانزدهم بر مفهوم »بن‌بست شغلی«  متمرکز است.
دکتر پورمند تأکید دارد که نارضایتی‌های شغلی و لحظات ایستایی در مسیر حرفه‌ای را نباید نادیده گرفت، بلکه باید آن‌ها را به‌عنوان زنگ هشدار و صدای بیدارکننده جدی گرفت و به آن‌ها احترام گذاشت.

مفاهیم کلیدی جلسه

الف) تعریف بن‌بست شغلی

  • حالتی که فرد احساس می‌کند عوامل پیرامونی یا درونی در کارکرد درست نیستند.
  • بروز نارضایتی مبهم یا ترکیبی از عوامل مختلف.
  • احساس عدم رضایت از محیط کار، افراد یا حرفه‌ی جاری.

ب) واکنش معمول انسان‌ها

  • اغلب تلاش برای انکار نارضایتی و فاصله گرفتن از آن.
  • روی‌گردانی از بررسی ریشه‌های واقعی مشکل.

ج) رویکرد پیشنهادی

  • نگاه عمیق‌تر به نارضایتی و پذیرش آن به‌عنوان یک پیام مهم.
  • اجازه دادن به ناراحتی‌ها برای «سخن گفتن» و آشکار کردن ریشه‌ها.
  • تشخیص عواملی که در زندگی کاری درست عمل نمی‌کنند.

د) موانع شناسایی

  • احساس تعهد بیش از حد به نقش فعلی یا محل کار.
  • احساس شرم.
  • وجود الگوهای فکری و ذهنی که مانع دیدن حقیقت می‌شوند.
نکات تحلیلی مهم
  1. نارضایتی به‌عنوان ابزار خودشناسی: نارضایتی‌های شغلی نه نشانه ضعف، بلکه سیگنال‌هایی هستند که می‌توانند مسیر آینده را روشن کنند.
  2. لزوم مواجهه به‌جای انکار: تلاش برای نادیده گرفتن بن‌بست‌ها، فقط آن‌ها را عمیق‌تر و پیچیده‌تر می‌کند.
  3. اهمیت گفت‌وگو و بازاندیشی: صحبت مکرر درباره‌ی بن‌بست‌ها و برنامه‌ریزی برای آینده، امکان تبدیل تهدید به فرصت را فراهم می‌کند.
  4. نقش الگوهای ذهنی بازدارنده: شرم یا تعهد بیش از حد می‌تواند دید فرد را مسدود کند؛ رهایی از این موانع شرط عبور از بن‌بست است.
توصیه‌های عملی برای مدیران و کارکنان
  • مدیران: فضایی ایجاد کنند که کارکنان بتوانند بدون ترس از قضاوت، نارضایتی‌ها و مشکلات کاری خود را بیان کنند.
  • کارکنان: به‌جای انکار نارضایتی، آن را به‌عنوان پیام بررسی کنند و عوامل ایجادکننده‌ی آن را شناسایی نمایند.
  • سازمان‌ها: سازوکارهایی مانند جلسات بازخورد یا مشاوره شغلی فراهم کنند تا کارکنان بتوانند مسیرهای خروج از بن‌بست را کشف کنند.
جمع‌بندی

جلسه شانزدهم با تدریس دکتر پورمند بر اهمیت توجه به بن‌بست‌های شغلی تأکید دارد.
این بن‌بست‌ها «صدای هشدار» هستند که باید شنیده شوند، نه نادیده گرفته شوند. پذیرش، تحلیل و تکریم این نارضایتی‌ها می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی و بازطراحی مسیر حرفه‌ای فراهم کند.

۰ پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *