در جلسه بیستوسوم مدیریت مسیر حرفهای، بحث مهارتها را ادامه می دهیم با این تاکید که تمام مواردی که تاکنون بررسی کردهایم، باید در کنار هم دیده شوند.
هنگامیکه مهارتهای خود را ارزیابی کردید، گام بعدی این است که با ترکیب اطلاعات مربوط به مهارتها، علایق و ارزشهای کاری، تصویر کاملی از خودتان به دست آورید. اکنون میتوانید از این شناخت برای تعریف مجدد نقش فعلی خود و پیشرفت حرفهای استفاده کنید. همچنین میتوانید فرصتهای رشد موجود در شرکت یا کسبوکار خود را ارزیابی کرده و مناسبترین مسیر را انتخاب نمایید.
در این فرآیند، باید همواره سه عامل اصلی را به یاد داشته باشید: علایق، ارزشها و مهارتها. در میان این سه، علایق و ارزشها از اهمیت بیشتری برخوردارند.
هنگام بررسی یک فرصت شغلی جدید یا مسیر ارتقای حرفهای، باید اطمینان حاصل کنید که آن فرصت با علایق اصلی و ارزشهای کاری شما همراستا است. ممکن است برای دستیابی به آن موقعیت نیاز باشد مهارتهای جدیدی بیاموزید، اما این یادگیری باید در راستای همان مسیر علایق و ارزشها باشد.
بهطور کلی، برای درک مسیر حرفهای، سه مؤلفهی اساسی لازم است: علایق، ارزشها و مهارتها. هرچه این سه عامل تناسب بیشتری با یکدیگر داشته باشند، نوآوری، معنا و رضایت شغلی بیشتری حاصل خواهد شد. کارِ معنادار نتیجهی هماهنگی علایق، ارزشها و مهارتهاست. تناسب میان علاقه، ارزش و مهارت برابر است با بهرهوری، نوآوری و معنابخشی به کار. در نهایت، موفقیت حرفهای زمانی حاصل میشود که این سه مؤلفه با شغل و نقش فعلی شما همراستا و همافزا شوند.
تحلیل هوش مصنوعی
چارچوب محوری جلسه
جلسه بیستوسوم نقش جمعبندی و اتصال سه مؤلفه اصلی مسیر حرفهای را بر عهده دارد:
- علایق
- ارزشها
- مهارتها
دکتر پورمند در این جلسه تأکید دارد که شناخت واقعی مسیر شغلی زمانی امکانپذیر است که این سه مؤلفه در کنار یکدیگر و در ارتباط با هم بررسی شوند. این جلسه در واقع نقطهای است که مخاطب یاد میگیرد اطلاعات پراکنده جلسات گذشته را در یک تصویر یکپارچه از «خود حرفهای» تبدیل کند.
مفاهیم کلیدی جلسه
الف) ضرورت ادغام علایق، ارزشها و مهارتها
- هر سه مؤلفه باید همزمان دیده شوند.
- مهارت بهتنهایی تعیینکننده مسیر حرفهای نیست؛ ارزشها و علاقهها تعیین میکنند مهارتها در کجا و چگونه معنا پیدا کنند.
ب) تعریف مجدد نقش فعلی
- با شناخت سهگانهی حرفهای، فرد میتواند نقش فعلی خود را بازتعریف کند.
- این بازتعریف منجر به شفافسازی وظایف، نگرش و میزان تناسب فرد با کار میشود.
ج) ارزیابی فرصتهای رشد
- شناخت خود موجب میشود فرد بتواند فرصتهای رشد داخل شرکت یا کسبوکار را دقیقتر تحلیل کند.
- مناسبترین فرصتها آنهایی هستند که با علایق و ارزشهای فرد همراستا باشند.
د) اهمیت بیشتر علایق و ارزشها نسبت به مهارتها
- مهارت قابل یادگیری است.
- اما علاقه و ارزشها تغییرپذیری کمتری دارند و هویت اصلی فرد را شکل میدهند.
- بنابراین فرصتها باید با محور علاقه و ارزش انتخاب شوند و سپس مهارتها در مسیر تقویت قرار بگیرند.
هـ) تناسب سهگانه و نقش آن در نوآوری
- هرچه هماهنگی بین علایق، ارزشها و مهارتها بیشتر باشد، سطح نوآوری، بهرهوری و معنا در کار بیشتر خواهد شد.
- کار معنادار حاصل همین هماهنگی درونی است.
نکات تحلیلی مهم
- این جلسه حلقهی اتصال تمام جلسات قبل است.
همهی جلسات دربارهی شناخت بود؛ این جلسه دربارهی “یکپارچهسازی شناخت” است. - تصویر حرفهای فرد بدون تلفیق سهگانه ناقص است.
علایق جهتدهندهاند، ارزشها انگیزه را تأمین میکنند، مهارتها ابزار اجرا هستند. - نوآوری و معنا در کار محصول هماهنگی این سه عنصر است.
وقتی فرد در کاری قرار گیرد که هم آن را دوست دارد (علاقه)،
هم با باورهایش همخوان است (ارزشها)،
و هم توانایی انجام آن را دارد (مهارت)،
آن کار تبدیل به “شغل معنادار” میشود. - تأکید بر همراستایی با شغل فعلی
دکتر پورمند عنوان میکند که این سه عامل باید با نقش فعلی همجهت شوند و اگر این هماهنگی وجود نداشته باشد، تغییر یا بازتعریف نقش ضروری است. - مدیریت مسیر حرفهای یک فرآیند پویاست، نه یک تصمیم لحظهای.
فرد باید دائماً علایق، ارزشها و مهارتهای خود را پایش کند و مسیر شغلی را با آنها تطبیق دهد.
توصیههای عملی برای مدیران و کارکنان
- برای مدیران:
- هنگام ارتقای کارکنان، فقط مهارتها را ملاک قرار ندهند؛ علایق و ارزشهای افراد نیز باید در نظر گرفته شود.
- نقشها و پروژهها را طوری طراحی کنند که با علایق کارکنان بیشترین همخوانی را داشته باشد.
- برای کارکنان:
- یک ماتریس سهستونه (علاقه–ارزش–مهارت) برای خود تهیه کنند.
- فرصتهای شغلی را تنها زمانی بپذیرند که با دو عنصر اول (علاقه و ارزش) همخوان باشد و مهارتها قابل توسعه باشد.
- اگر شغل فعلی با ارزشها یا علایق ایشان همراستا نیست، بهدنبال بازتعریف نقش یا تغییر مسیر باشند.
- برای سازمانها:
- سیاستهای توسعهی فردی را بر اساس سهگانه علاقه–ارزش–مهارت طراحی کنند.
- برنامههای منتورشیپ ایجاد کنند تا کارکنان بتوانند این سه عنصر را بهتر کشف کنند.
جمعبندی
جلسه بیستوسوم محور اساسی مدیریت مسیر حرفهای را بیان میکند: «شناخت مسیر شغلی بدون شناخت هماهنگِ علایق، ارزشها و مهارتها ممکن نیست.»
این سه عامل زمانی کارآمد میشوند که در کنار هم و در ارتباط با یکدیگر تحلیل شوند. هماهنگی آنها موجب افزایش بهرهوری، نوآوری، رضایت و معنادار شدن کار میشود.
دکتر پورمند تأکید دارد که موفقترین افراد کسانی هستند که شغلشان بازتاب مستقیم علاقهها، ارزشها و مهارتهای آنهاست.

عالی