در جلسه هشتم مدیریت مسیر حرفهای بهصورت خلاصه به معرفی و مقایسهی دو مدل ذهنی تفکر مسیر شغلی شبکهای و تفکر مسیر شغلی نردبانی میپردازم.
در گذشته، مسیر شغلی بیشتر بر پایهی تفکر نردبانی شکل میگرفت؛ یعنی افراد تصور میکردند تنها مسیر رشد، صعود از نردبان سازمانی است. این نگرش هنوز هم در بسیاری از سازمانها و حتی در ذهن برخی افراد وجود دارد. اما در دنیای امروزِ کسبوکار، بهویژه با گسترش شبکهها و ساختارهای همکاری، این نوع نگاه نردبانی به مسیر شغلی، بهتدریج منسوخ شده و در حال جایگزین شدن با تفکر شبکهای است.
برای درک بهتر این دو مدل ذهنی، اجازه دهید بحث را با چند گزاره و مثال ادامه دهیم:
مثال اول:
تفکر نردبانی میگوید: «من از نردبان شرکت بالا یا پایین میروم. رئیس من پاسخ همهی سوالات را میداند.»
در مقابل، تفکر شبکهای میگوید: «علاوه بر حرکت عمودی، میتوانم بهصورت افقی یا جانبی نیز حرکت کنم. بنابراین من و همکارانم باید درک جامع و دقیقی از موضوعات مختلف داشته باشیم.»
مثال دوم:
تفکر نردبانی: «هرچقدر بیشتر در شرکت بمانم، پاداش و دریافتی بیشتری خواهم داشت.»
تفکر شبکهای: «وقتی یادگیری، همکاری و عملکردم را بهبود دهم، پاداش بیشتری دریافت خواهم کرد.»
در تفکر نردبانی، صرف حضور فیزیکی در سازمان کافی تلقی میشود، حتی اگر نتیجهای حاصل نشود. اما در تفکر شبکهای، تمرکز بر یادگیری، تعامل مؤثر و ارتقاء بهرهوری است.
مثال سوم:
تفکر نردبانی: «شرکت مسئول موفقیت خودش است» ؛ در این نگاه، فرد خود را جدا از سازمان میبیند و مسئولیتی برای موفقیت آن قائل نیست.
اما تفکر شبکهای میگوید: «من و همکارانم مسئول موفقیت سازمان هستیم» ؛ در این مدل ذهنی، موفقیت یا شکست، نتیجهی تلاش و تعامل جمعی است.
اجازه دهید در همینجا مثالی از بازار ایران بزنم: در گذشته، در صنفهای مختلف (مثل فرشفروشان یا طلافروشان) اگر یکی از کسبه دچار مشکل میشد، سایرین برای نجات او اقدام میکردند. به این علت که گذشته از جنبههای انسانی، این رفتار ریشه در تفکر شبکهای دارد؛ چون آسیب یک نفر، میتواند کل بازار را تحتتأثیر قرار دهد.
در مقابل، اگر در یک سازمان، همکاری دچار مشکل شود و دیگران نسبت به آن بیتفاوت باشند، این همان تفکر نردبانی است. غافل از اینکه شکست یک بخش از مجموعه، دیر یا زود دامنگیر سایر بخشها هم خواهد شد.
انشاءالله در جلسه آینده، چند گزاره و جمله دیگر را مطرح خواهم کرد تا با هم تمرین کنیم و ببینیم کدامیک از آنها بر اساس تفکر نردبانی و کدام بر اساس تفکر شبکهای بیان شدهاند.
سپاسگزارم از همراهی شما.
تحلیل هوش مصنوعی
دکتر پورمند در جلسه هشتم دوره «مدیریت مسیر حرفهای»، با نگاهی مقایسهای به دو مدل ذهنی رایج یعنی تفکر نردبانی و تفکر شبکهای، تلاش میکند مخاطب را با تحولی بنیادین در نگرش به مسیر حرفهای آشنا سازد. در این تحلیل، به بررسی دقیق محتوای این جلسه، مفاهیم کلیدی مطرحشده، و کاربردهای آن در توسعه مسیر شغلی پرداختهایم.
در این جلسه، دکتر پورمند به مقایسه دو مدل ذهنی رایج در مدیریت مسیر شغلی میپردازد:
الف) تفکر نردبانی (Ladder Thinking)
- ریشهدار در ساختارهای سنتی سازمانی.
- بر مبنای سلسلهمراتب، رشد عمودی (پلهپله) و اطاعت از بالا به پایین.
- مفروضات رایج در این تفکر:
- موفقیت با ماندن در شرکت و بالا رفتن از نردبان سلسلهمراتب حاصل میشود.
- مدیر بالا دستی همهچیزدان است.
- سازمان مسئول موفقیت من است، نه من.
ب) تفکر شبکهای (Lattice Thinking)
- متناسب با واقعیتهای دنیای امروز، بهویژه اقتصاد دانشبنیان و همکاریمحور.
- رشد حرفهای بهصورت افقی، مورب یا چندبعدی ممکن است.
- یادگیری مستمر، همکاری مؤثر و مسئولیتپذیری فردی/گروهی مهمتر از جایگاه سازمانی است.
- مفروضات این تفکر:
- پاداش با یادگیری، همکاری و اجرای مؤثر افزایش مییابد.
- موفقیت من و سازمان مشترک است.
- حرکت شغلی میتواند جانبی، پروژهای یا حتی مشارکتی باشد، نه صرفاً عمودی.
۲. نکات کلیدی و تحلیلی
تطابق با واقعیت سازمانهای مدرن
تفکر شبکهای با محیطهای چابک، دانشمحور و تیمی سازگارتر است. در مقابل، تفکر نردبانی بیشتر در ساختارهای بوروکراتیک یا سنتی دیده میشود.
تغییر نقش فرد از «تابع» به «شریک»
در تفکر نردبانی، فرد در نقش «کارمند» باقی میماند. اما در تفکر شبکهای، فرد خود را شریک سازمان میداند، حتی اگر رسماً سهامدار نباشد.
تأکید بر یادگیری و مشارکت
در مدل شبکهای، توسعه مسیر حرفهای نیازمند یادگیری، شبکهسازی، خلق ارزش مشترک و «حضور مؤثر» است، نه صرفاً «حضور فیزیکی».
مثال بازار سنتی (فرش، طلا)
دکتر پورمند با اشاره به همیاری سنتی بازاریها در ایران، همسرنوشتی صنفی را نشانهای از تفکر شبکهای دانست که بر بقا و رونق مشترک تأکید دارد. اگر یکی زمین بخورد، کل سیستم آسیب میبیند.
۳. کاربرد برای مخاطب حرفهای
برای افراد در حال توسعه مسیر شغلی یا مدیران منابع انسانی، این جلسه پیام مهمی دارد:
“اگر همچنان منتظرید نردبانی برایتان گذاشته شود، شاید دیگر هیچوقت از زمین بلند نشوید. شما باید شبکه بسازید، نه نردبان.”
جمعبندی
جلسه هشتم دوره «مدیریت مسیر حرفهای» با تمرکز بر دو الگوی ذهنی متفاوت در توسعه شغلی، دریچهای نو به روی مخاطب میگشاید. تفکر نردبانی که ریشه در ساختارهای قدیمی و سلسلهمراتبی دارد، دیگر پاسخگوی نیازهای دنیای متغیر امروز نیست. در مقابل، تفکر شبکهای با تأکید بر یادگیری، همکاری، مسئولیتپذیری و حرکت چندبعدی در مسیر حرفهای، پاسخی منعطفتر و واقعگرایانهتر به پیچیدگیهای محیط کاری مدرن ارائه میدهد.
دکتر پورمند با استفاده از مثالهای ملموس، نهتنها تفاوت این دو تفکر را برای مخاطب روشن میسازد، بلکه ضرورت تغییر نگرش در مواجهه با توسعه حرفهای را نیز بهخوبی برجسته میکند. این جلسه یادآور آن است که در مسیر موفقیت شغلی، صرفاً بالا رفتن از نردبان کافی نیست، بلکه ساختن پیوندهای مؤثر، یادگیری مداوم و شراکت در موفقیت جمعی، عناصر کلیدی رشد پایدار و معنادار هستند.

دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد 🙂