در این جلسه (جلسه نهم) و در ادامه مطالب جلسه قبل، به تحلیل و تبیین دو مفهوم کلیدی یعنی تفکر نردبانی و تفکر شبکه‌ای خواهیم پرداخت. این دو نوع نگرش، محدود به فضای سازمانی نیستند و در تمام جنبه‌های زندگی فردی و حرفه‌ای کاربرد دارند. در واقع، ما در حال عبور از یک الگوی ذهنی سلسله‌مراتبی (نردبانی) به سمت نگاهی پویا و شبکه‌ای هستیم.

برای درک بهتر تفاوت این دو نوع تفکر، در این جلسه چند گزاره را بررسی خواهیم کرد تا مرزهای بین این دو رویکرد شفاف‌تر شوند. فعلاً قصد قضاوت درباره برتری یا ضعف هیچ‌کدام را نداریم؛ اما آنچه مسلم است، در دنیای رقابتی امروز، فعالیت‌های حرفه‌ای نیازمند رویکردی شبکه‌ای و چندبعدی هستند.

به‌عنوان نمونه، جمله‌ای مانند: «من فقط کار خودم را انجام می‌دهم، حتی اگر خسته‌کننده باشد»، نشان‌دهنده‌ی تفکری نردبانی، منفعل و فاقد درک از ارتباط کار فرد با کل سیستم است. چنین نگرشی نه‌تنها از پویایی و انگیزه تهی است، بلکه مانع لذت بردن از کار نیز می‌شود. در مقابل، کیفیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که فرد از کاری که انجام می‌دهد رضایت داشته باشد.

برای تبیین بهتر این موضوع، به تجربه‌ی کشور ژاپن اشاره می‌کنیم. در آغاز مسیر صنعتی‌شدن، کیفیت محصولات ژاپنی چندان مطلوب نبود، اما با بهره‌گیری از آموزه‌های پروفسور دمینگ، متخصص برجسته‌ی آمریکایی در حوزه‌ی کیفیت، تحولی بزرگ در نظام تولید این کشور ایجاد شد. یکی از آموزه‌های مهم او این بود: «کیفیت یعنی لذت بردن از کار». به باور او، تنها زمانی می‌توان انتظار خروجی باکیفیت داشت که فرد واقعاً از انجام کار خود لذت ببرد.

نمونه‌ای دیگر از تفکر نردبانی را می‌توان در این جمله دید: «ترقی و رسیدن به عناوین بالاتر از همه‌چیز مهم‌تر است» ؛ این نگرش، افراد را وابسته به عنوان شغلی می‌کند و هویت شغلی را به جایگاه اداری گره می‌زند. در بسیاری از سازمان‌ها، افراد به‌جای تمرکز بر عمق کار خود، تنها به دنبال ارتقای عنوان هستند—از کارشناس به ارشد، از مدیر به مدیر ارشد و … و اگر این عنوان را از دست بدهند، احساس خلأ و سردرگمی می‌کنند.

در تجربه‌ای واقعی، فردی در پاسخ به پرسش درباره وضعیت شغلی فرزندش گفت: «فرزندم مدیرعامل شده؛ هر روز او را با ماشین می‌برند و می‌آورند، اتاق مجزا و چند منشی دارد.» اما وقتی درباره ماهیت فعالیت شرکت سؤال شد، پاسخ روشنی نداشت. این نشان می‌دهد که در بسیاری مواقع، ظاهر و عنوان شغلی جایگزین ارزش و محتوای واقعی کار می‌شود—نمونه‌ای دیگر از تفکر نردبانی.

مثال دیگر: «ارزش من به نظر دیگران درباره من بستگی دارد» ؛ این جمله، وابستگی به تأیید بیرونی را نشان می‌دهد و حاکی از ذهنیتی نردبانی است. در مسیر حرفه‌ای، فرد باید ابتدا خودش به ارزش کاری که انجام می‌دهد باور داشته باشد، نه اینکه تنها منتظر تحسین دیگران بماند.

در همین زمینه، تجربه‌ای دیگر قابل ذکر است؛ زمانی مدیری را برای یک مجموعه صنعتی منصوب کردم. در آغاز مسئولیت، از من درخواست راهنمایی کرد. تنها توصیه‌ام به او این بود: «خودت باش». مدیر شدن به معنای ایفای نقش‌های نمایشی نیست. اگرچه باید الزامات نقش مدیریتی را پذیرفت، اما این نباید منجر به تغییر شخصیت و از خودبیگانگی شود. متأسفانه گاه دیده می‌شود افرادی پس از دریافت یک حکم، رفتار، گفتار و حتی راه رفتن‌شان را تغییر می‌دهند تا ظاهر “مدیرگونه” به خود بگیرند؛ این رفتار نه‌تنها به فرد آسیب می‌زند، بلکه ارتباط او با دیگران را نیز مختل می‌سازد.

به یاری خدا، در جلسه آینده به سایر ابعاد این موضوع خواهیم پرداخت.

جلسه نهم «مدیریت مسیر حرفه‌ای» که دکتر پورمند ارائه کرده‌اند، به‌طور مشخص حول محور مقایسه دو رویکرد فکری می‌چرخد:

  1. تفکر نردبانی
  2. تفکر شبکه‌ای

با این نگاه، می‌توان تحلیل را در سه بخش ارائه کرد:

مفهوم‌سازی دو نوع تفکر

تفکر نردبانی (Ladder Thinking)

  • ویژگی اصلی: پیشرفت و رشد تنها از طریق یک مسیر خطی و سلسله‌مراتبی (مثل پله‌های نردبان شغلی) دیده می‌شود.
  • نشانه‌ها:
    • تمرکز بر عناوین سازمانی و مقام‌ها.
    • سنجش ارزش شخصی بر اساس برداشت دیگران.
    • اجرای وظایف به‌صورت محدود به «آنچه محول شده» بدون نگاه به کل سیستم.
    • انگیزه اصلی: گرفتن سمت بالاتر، مزایا، اتاق جداگانه، ماشین سازمانی، منشی و…
  • مشکل اصلی: فرد در این مدل وابسته به سازوکار رسمی و نظر دیگران است و استقلال فکری و شبکه ارتباطی فعال ندارد.

تفکر شبکه‌ای (Network Thinking)

  • ویژگی اصلی: رشد و موفقیت از طریق تعاملات گسترده، همکاری، یادگیری چندجانبه و ارزش‌آفرینی مشترک شکل می‌گیرد.
  • کاربرد: در دنیای امروز، بقا و پیشرفت سازمان‌ها و افراد بیشتر به توانایی شبکه‌سازی و هم‌افزایی وابسته است تا صرفاً ارتقای سلسله‌مراتبی.
  • مزیت‌ها: انعطاف‌پذیری، کشف فرصت‌های جدید، ایجاد مسیرهای غیرخطی پیشرفت، کاهش انزوا و وابستگی صرف به یک سازمان یا سمت.

نکات کلیدی و مثال‌ها از جلسه

دکتر پورمند برای ملموس‌کردن موضوع، چند نمونه رفتاری را به‌عنوان مصادیق تفکر نردبانی مطرح کردند:

  1. «من فقط کارم را انجام می‌دهم حتی اگر خسته‌کننده باشد»
    • نشان‌دهنده رویکرد انفعالی و بی‌توجهی به نقش کار در کل سیستم.
  2. «ترقی و پیشرفت یعنی گرفتن عنوان بالاتر»
    • تمرکز افراطی روی ارتقای سمت، نه کیفیت و تأثیرگذاری کار.
  3. ارزش‌گذاری بر اساس برداشت دیگران از موقعیت شغلی فرد.
    • به جای تکیه بر رضایت درونی و اثر واقعی کار، فرد منتظر تأیید بیرونی می‌ماند.
  4. مثال مدیر تازه منصوب‌شده:
    • برخی بعد از گرفتن سمت جدید، رفتار ظاهری خود را تغییر می‌دهند تا «شبیه مدیر» باشند، نه این‌که ماهیتاً مدیر اثربخش شوند.
  5. داستان دمینگ در ژاپن:
    • پیوند «کیفیت» با «لذت بردن از کار»؛ اگر کار لذت‌بخش نباشد، کیفیت پایدار ایجاد نمی‌شود.

برداشت تحلیلی و توصیه‌های کلیدی

این جلسه در واقع یک هشدار مدیریتی است برای افرادی که صرفاً به‌دنبال رشد در چارچوب سلسله‌مراتب هستند:

  • در دنیای رقابتی امروز، رشد خطی و صرفاً سازمانی کافی نیست.
  • شبکه‌سازی فعال، همکاری بین‌بخشی و یادگیری مداوم باید بخشی از مسیر حرفه‌ای هر فرد باشد.
  • سنجش ارزش کاری باید بیشتر از درون (رضایت، اثربخشی، خلق ارزش) و کمتر از بیرون (عنوان، نظر دیگران) انجام شود.
  • مدیران باید فرهنگ سازمانی را از «عنوان‌محور» به «ارزش‌محور و ارتباط‌محور» تغییر دهند.

جمع‌بندی:
تفکر نردبانی شاید در گذشته برای پیشرفت شغلی کفایت می‌کرد، اما امروز باعث محدودیت دید و انزوا می‌شود. تفکر شبکه‌ای با ایجاد ارتباطات گسترده و ارزش‌آفرینی مشترک، مسیرهای متنوع و پایدارتری برای موفقیت فراهم می‌کند. تغییر از نردبان به شبکه، یک ضرورت برای حرفه‌ای‌ها در دنیای امروز است.

۰ پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *